ایده­ی “شهر-فرهنگ” چارچوبی برای برنامه ریزی شهر ایرانی-اسلامی

قسمتی از متن پایان نامه :

مکتب فرامدرنیسم: برنامه­ریزان شهری نخستین کسانی بودند که مکتب مدرنیسم را مورد انتقاد قرار دادند. آنان در رویارویی با چارچوب نظری مدرنیسم، مطالعات شهری را مطرح و شهرها را در قالب مفاهیمی زیرا خوشه­های شهری، جابه­جایی جمعیت و مسکن مطالعه کردند. به دنبال این انتقادها، وان آیک نیز با طرح مباحث مردم­شناسی و طراحی شهری و معماری از این مکتب به دلیل یکنواختی و بی­هویتی کالبدی آن انتقاد نمود. بزرگ­ترین نقاد مکتب مدرنیسم چارلز جنکس می باشد. شهرسازی پست مدرن با آموزه­های اصلی شهرسازی مدرن یعنی مهندسی اجتماعی، قطعیت، پیش­بینی پذیری، تعمیم، عقلانیت فراگیر، علیت و تعیین­گرایی به مخالفت برخاست. در عوض به منطقه­گرایی انتقادی، اصالت­بخشی، نسبیت، تکثیر، تعدد، تنوع، برنامه ریزی موضعی و موردی، عدم تمرکز، محلی­گرایی، طراحی بومی، محیط­گرایی، برنامه ریزی وکالتی، مشارکت مردمی و مانند آنها روی آورد (همان، 17).

2-2-6-­ مکتب فرهنگ گرایی: مکتب فرهنگ­گرایی در نگاه به شهر، محورهای معنوی را بر مادی مقدم می­دارد. این مکتب پیش از سال 1900 در آلمان و اتریش ظهور می­کند. یکی از بنیان­گذاران آن کامیلو سیته معمار اتریشی می باشد. در این مکتب، تفکر ناحیه­بندی در شهر وجود ندارد. شهر فقط از طریق سازمانهای اجتماعی-فرهنگی زنده می­گردد. برگشت به گذشته و در نظر داشتن زیبایی­شناسی، از مشخصات آن می باشد. کامیلو سیته، هاوارد، پارکر و آنوین از صاحب نظران این مکتب هستند. از این مکتب به علت ارزش­گذاری بیش از حد به گذشته و اینکه زمان را قابل بازگشت و بازسازی می­دانند، انتقاد شده می باشد (زیاری، 1388: 17). این مکتب در نظر داشتن ارزش­های فرهنگی کهن را مبنا قرار می­دهد و مواجه با مسائل و معضلات شهری را از طریق تداوم فرهنگی میسر می­داند و اعتقاد بر آن دارد که شهرها و بافت­های شهری دارای محدوده مشخص هستند و اصل قلمرو فضایی را مایه عدم سر­گشتگی می­داند تکیه بر رشد شهر بر اساس اشکال کهن، در نظر داشتن ارزشهای زیبایی­شناختی شهرهای کهن، به حداقل رسیدن دخل و تصرف در بافت­های با ارزش، ارزش­دادن به کل و بالا بردن اندازه جذابیت و آرامش در شهرها از محورهای مورد تاکید این مکتب می­باشد (شوای، 1375).

2-2-7-­ مکتب طبیعت­گرایی: طبیعت­گرایی اندیشه­ای در فلسفه می باشد که موضوعات فراطبیعی را یا غیر واقعی می­داند یا جدا از طبیعت می­داند (زادهوش،1390: 24-23) و در فلسفه بر اساس این اعتقاد، تمام پدیده­های هستی، در طبیعت و در محدوده دانش عملی و تجربی جای دارند و هیچ چیز در وراء ماده، وجود ندارد (ثروت،1386: 178). در حوزه­ی برنامه ریزی شهری، این مکتب را گروهی همانند گدس، مامفورد و رایت بنیان گذاشتند که برنامه­ریزان شهری نامیده می­شوند. چارچوب نظری این مکتب را آزادی بشر و رهایی از محیط مصنوع، استقرار در طبیعت، کار بر روی زمین به عنوان اوقات فراغت و در نظر داشتن خانه­، حفظ طبیعت، بکار­گیری تکنولوژی و وجود نداشتن عمکرد­گرایی در شهر تشکیل می­دهند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

2-2-8-­ مکتب فلسفه­گرایی: این مکتب، زیبایی­شناسی و آزادی بشر را مطرح می­کند و به تاثیرات صنعت و صنعتی­شدن می­پردازد و معتقد می باشد زندگی اجتماعی فدای صنعت شده می باشد. فلسفه­گرایان، زندگی فناوری را غیر از آزار برای انسانها نمی­دانند و به صنعت حمله می­کنند. از بزرگان این مکتب می­توان از ویکتور هوگو، جورج زیمل، اسوالد اشپنگر و مارتین هایدگر نام برد (زیاری، 1388: 18).

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

1-3-1-­ آیا ایده شهر-فرهنگ می­تواند شهر ایرانی-اسلامی را پایدار کند؟

1-3-2-­ چگونه می­توان ایده شهر-فرهنگ را در شهر ایرانی  (خوی) تقویت نمود؟

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه